
این تصویر طراحی گریم “حاج رضا” ، قهوه چی ، و “شمر خوان” سابق، که وبه خاطر یک شکست عشقی پنجاه سال است گوشه اعتکاف اختیار کرده از تعزیه خوانی قهر کرده است. طراح آن را آقای عبدالله اسکندری بود که ادامه کارش را به آقای موسوی سپرد . مجری مستقیم گریم من پژمان بنفشه خواه بود. پسررضا بنفشه خواه که در این پروژه با او آشنا شدم. مثل پدرش گرم و صمیمی و خوش مشرب و بسیار حساس و در کارش دقیق بود. روی صورت من با حساسیت فوق العاده و خستگی ناپذیر کار می کرد. من که به بازیگر پرحوصله ای معروف هستم کم می آوردم. دلم برای همه همکاران تنگ شده. کاش باز هم با همه شان دوباره کار کنم.
سریال از زمان کلید خوردن تا پایان، چهار ماه طول کشید. ازپانزده شهریور تا چهارده دی که سریال پخش شد. گروه دوست داشتنی و خوبی بود. هوای شاهرود بدون دود ،خیابان ها بدون ترافیک. از محل اسکانمان تا لوکشین بیشتراز ده دقیقه طول نمی کشید. تجربه خوبی بود. به هر حال طبق قراری که تهیه کنندگان این سریال “خوشرزم” و “میرباقری” گذاشته بودند، اربعین پخش شد. هرشب پشت سر هم . نمی دانم در تهران با آن چطور برخورد شد، دیده شد، یا نه، ولی از شهرستان به خصوص آن خطه ای که داستان در آن جا رخ می داد ، بیننده زیاد داشت .خبرش را داشتم که شاهرود و توابع بسطام و …. همه شب مردم پای تلویزیون خود می نشستندوقصه همشهری های خودشان را دنبال می کردند.میرباقری در شهرستان خود از محبوبیت خوبی برخورداراست. همه او را دوست دارند. شاهرود و بسطام و روستای اطراف آن مردمی معتقد و مذهبی اند. ما روز عاشورا و تاسوعا آن جا بودیم . مراسم نخل گردانی به این بزرگی و عظمت در عمرم ندیده بودم.
همکاری های نیروی انتظامی ، خیلی خوب بود. کار را مال خود می دانستند. کلانتری ۱۱ که رئیس آن سریال مختار را خوب دیده بود، دیالوگ های بخش ازنقش مرا حفظ بود. من یک سکانس در کلانتری داشتم و همه درجه داران و افسران کمک می کردند اگر در تهران بود، نمی دانم این همه همکاری ، می کردند یا خیر.
بیمارستان که واقعا شاهکار بود باورم نمی شد. شش روز در بیمارستان پراز بیمار،در میان خیل مریض ها و ملاقات کنندگان فیلمبرداری داشتیم. چقدر مردم آرام بودند ، شما بگو در تما م این شش روز یک صدای اعتراض از مریض یامردم درنیآمد.خیلی اذیتشان کردیم. نه این که بخواهیم اذیت کنیم، خاصیت فیلمبرداری این را می طلبد. اساساروحیه مردم وبسطام و شاهرود بسیار آرام و متین بود. از استرس های معمول تهرانی ها در آن جا خبری نیست.
نوشته یلدا،از نقاط قوت این سریال بود. توسط همکاران داوودمیرباقری آزاده محسنی و الهه میرباقری دختر خود داوود میرباقری بود. اما بازنویسی قصه را خود او درلحظات آخر انجام می داد که وظیفه ی مشاوره با کارگردان و راهنمایی بازیگران را نیز به عهده داشت. به نظرمن قصه ظرفیت بیش از دوازده قسمت را برای تلویزیون داشت . خیلی خلاصه شده بود.ظاهرا قرا ر بود در ده یازده شب تمام شود اما طرح قصه حوادثی را مطرح می کرد که آدم می خواست بداند بعدش چه به سر شخصیت ها می آید.
خوشبختانه ، بازیگران خوب وتوانمندی چون آذرنگ ، پاوه نژاد، شریفی نیا، کوثری، ضیایی سلطانعلی ،که خوش درخشیدند، به قوت کار افزوده بود. و به نظرم به خاطر سوژه اش محرم ها خوراک خوبی برای تلویزیون خواهد بود. که صرفا مساله تعزیه نپرداخته بلکه قصه دوخانواده رادر کنار تعزیه مطرح کرده است.
“حسن میرباقر” هم در این اولین تجربه سریالی از همه توش توانش در به سرانجام رساندن این پروژه سود برد که در کارنامه کاری اش نقطه مثبتی خواهد بود.
دسته بندی:
برچسب ها:
دسته بندی مقالات
دیدگاه مشتریان
دیدگاهشما لغو پاسخ
منتخب سردبیر
در این صحنه با مرحوم سودابه اسکویی در نقش پولینا ، و ناصر حسینی…
زمان مطالعه یک دقیقه
نویسنده: قطب الدین صادقی کارگردان : قطب الدین صادقی تاریخ اجرا : تیر…
زمان مطالعه یک دقیقه
حکایت هنرمندان فراموش شده دوشنبه, 02 آبان 1390 گفت وگو چاپ شده در…
زمان مطالعه 7 دقیقه


0