خانه

کسب و کار

آموزش

ویدئو

نقد و بررسی

مگامگ من

سبد خرید

  • یادداشت
  • نقد
  • تلویزیون
  • تئاتر
  • سینما

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

ورود | ثبت نام

کاظم هژیرآزاد
  • یادداشت
  • نقد
  • تلویزیون
  • تئاتر
  • سینما
خانه > یادی از یک هنرمند مردمی

  

یادی از یک هنرمند مردمی

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

0

2بازدید

مدیر سایت

یادی از یک هنرمند مردمی
یادی از یک هنرمند مردمی

توسط

مدیر سایت

0 دیدگاه

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

 

یادی از یک هنرمند مردمی

فرخ لقا هوشمند ، بانوی بازیگرتئاتر، سینماوتلویزیون که تنها بعضی از رسانه ها ، فقدان او را گزارش دادند ، بامداد روزدوشنبه بیست و دوم تیرماه در بیمارستان پارسیان درگذشت . اکنون که بانوان ما صف درصف در همه اموراجتماعی حضورفعال دارند وحتی در میدان  بازیگری     سینما ی جهان سرمی افرازند و افتخارمی آفرینند، آیا آن گروهاگروه جوانان آرزومند بازیگری که زمین و زمان را درمی نوردند و نیز جوانانی که این روزها به “نسل سومی” معروفند او را       می شناسند و از مسیرحرکت زندگی هنری او آگاهند ؟ آیا از سهم این زن هنرمند بی ادعا و ساده ، در هموارکردن و رفت وروب این جاده ی خاراگین ، برای نسل های بعد، در دوران پیچیده ی گذار از نظام عشیره ای، در دورانی که بازیگری هم طراز مطربی و در زمره ی کارهای ناشایست به شمار بود!خبردارند !؟
اگربه این سخن باورداریم که هر درخت انسانی ، زاده و پرورش یافته ی شرایط و محیط انسانی خود است ، پس نگاهی هرچند گذرا به چگونگی رشد فرخ لقا در اوضاع اجتماعی، هنری و فرهنگی زمانه ی او بیراه به نظر نمی رسد.
زادگاه و بالش فرخ لقا، شهررشت ، مرکزاستان سرسبز گیلان بود، شهری که از دیرباز به سبب ویژگی اقلیمی و رفت وآمد و رونق مناسبات بازرگانی با اروپا، پیش از سایر شهرهای ایران ، با مظاهرتمدن آشنا شد.
سال ۱۲۸۹ هجری شمسی “میرزاحسن خان ناصر” که از تحصیل کرده های اروپا بود پس از بازگشت به ایران ، نخست به سمت کارمندی وسپس به مقام پیشکاری اداره دارایی رسید.دراولین اقدام فرهنگ دوستانه خود ، پیشنهاد جمعی از معاریف رشت را که از وی خواستند تا قدم های موثری در راه توسعه و پیشرفت فرهنگ و هنررشت بردارد، پذیرفت و اولین مجمع فرهنگی و هنری به نام ” امید ترقی” را به وجود آورد. ” دراین دوران بود که جمعیت های فرهنگی وهنری و اجتماعی همچون ” امید ترقی” ، “رجاء آدمیت”، “دسته ی محمدیه ” ، “جمعیت اخوت”،انجمن فرهنگ”، “ترقی ایران”، “انجمن گلشن” ، “انجمن فردوسی “، جمعیت  معارف پژوهان “،”مجمع پیک سعادت جوان “، ” آئینه ی عبرت” ، “کانون ایران ” فعالیت می کردند. (۱)
شکل گیری این انجمن ها و کانون ها ی فرهنگی، در آن زمان ، نشان از تب و تاب جامعه ا ی خواهان رشد و پذیرش وگسترش جلوه های مدرنیته و تجدد است ، که بنیان آن درانقلاب مشروطه گذاشته شده بود. بنا براین بیراه نخواهد بود اگرگیلان ،  به ویژه مرگزآن شهررشت را پس ازمشروطه خواهی ، تاکودتای سال هزارو سیصدوسی ودو، بعد ازپایتخت ، دومین شهرفرهنگی ایران بدانیم .
فرخ لقاهوشمند، در چنین فضای فرهنگی و در خانواده ای روشنفکرنشو و نما کرد، اما در تلاطم گذار از نظام عشیره ای، در پذیرش جلوه های مدرن، ازسوی لایه های مختلف اجتماع ، مقاومت های جدی صورت می گرفت ؛ حتی در میان روشنفکران و پیشقراولان تجدد خواه آن زمان ، این مقاومت به چشم می خورد! فرخ لقا می گوید :”پدرم روشنفکربود.در روسیه درس خوانده بود. نویسنده و مترجم بود. یا در سفربود یا در زندان ،!در تئاترهم بازی می کرد.زمانی که خانم ها اجازه ی بازی در تئاترنداشتند، پدرم در لباس زن، بازی می کرد . اما با این همه ، با بازی کردن من در تئاتر مخالف بود “!(۲)
این دوگانگی در پیکره ی جوامع شهر نشین آن زمان به وفور دیده می شد . به دلیل این تضاد اجتماعی وملاحظات خانوادگی بود که به فرخ لقا اجازه بازی در تئاتر داده نمی شد . اما او که عاشق بازیگری بود سرانجام راه رسیدن به معشوق را یافت و با ازدواج با “رضاهوشمند” بازیگر، فکاهی نویس ، پیش پرده خوان، چهره پردازرشتی ، به صحنه راه یافت و در شهر خود بانوی بازیگر مشهوری شد. اوخود دراین باره می گوید :
وقتی با هوشمند ازدواج کردم، دیگر اجازه پیداکردم در تئاتر بازی کنم . ازدواج ما هم به خاطر عشق من به تئاتر بود و قبل ازآن عشق و عاشقی هم نداشتیم .هوشمند مال ومنالی هم نداشت . بنابراین ما زندگی سختی را باهم شروع کرده و ادامه دادیم (۳)
فرخ لقا به آرزویش رسید و در شهر خود بازیگر مشهوری شد؛ تا جایی که برای گروه های تهرانی که برای اجرا یا دیدن برنامه های گروه او به رشت می رفتند ، نام آشنایی شد . آغاز زندگی هنری فرخ لقا مصادف بود با اوج گیری حرکت های ترقی خواهانه ی دهه ی بیست که با کودتای سیاه سال ۳۲ متوقف شد و همراه آن سفینه ی اوج گیرنده ی فرهنگی و هنری رشت وادار به فروکش گردید. تئاتر رشت نیز درکنار دیگرفعالیت های فرهنگی و هنری نتوانست به حرکت رشد یابنده ی خود ادامه دهد و به شدت افت کرد. دیگرفضای بسته ی پس از کودتا ، جوابگوی روح بزرگ فرخ لقا و رضا هوشمند نبود. چنین اوضاع و احوالی این زن و شوهر هنرمند را به صرافت مهاجرت به پایتخت و پی گیری کارخود در فضایی بازتر- تهران – انداخت . اما آمدن به تهران ، برای یک بازیگر شهرستانی ، و پیداکردن سری در میان آن همه سرشناسان بازیگری ، کار آسانی نبود . اما فرخ لقا خود را کمتراز بازیگران تهرانی نمی دید و در وجود خود آن استعداد و توان را سراغ داشت تا بتواند با آن ها همسری کند.تنها کافی بود پایش به تهران برسد.گاه یک اتفاق ، مسیر زندگی انسان را تغییرمی دهد و چنین اتفاقی برای فرخ لقا افتاد. مرحوم عطاالله زاهد بازیگر مقبول تئاتر های تهران ، که دوست خانوادگی آن ها بود و گه گاهی برای اجرای برنامه به رشت می رفت ،وقتی تمایل این زن و شوهر را برای آمدن به تهران و بازی در تئاترهای آن دید،زن و شوهر را به تهران دعوت کرد و به گروه استاد “اسماعیل مهرتاش”که در آن زمان کارگردان وآهنگسازی به نام بود معرفی کرد.فرخ لقا اولین برخوردش را با مهرتاش و تست بازیگری دادن به او چنین تعریف می کند :”مهرتاش ، یک خط از برنامه ی خودش را به من داد و گفت : ” این را به چند شکل اجرا کن ” اول به شکل تراژدی شروع کردم (بازی       می کند ) “خدایا پناه می برم به تو، من در این شهر غریبم .خدایا برنامه ای باشد که من بتوانم انجام دهم و در این جا ماندگارشوم .” بعد یک زن شیطان را بازی کردم و به شوهرم گفتم (بازی می کند) ” تو چکارمی کنی؟ ها؟ کی به تو گفته بری اونجا ها؟” و همین طور سه ، چهارنقش را بازی کردم و در واقع تست دادم . آقای مهرتاش خیلی خوشش آمد گفت :” معلوم است که هنرپیشه است ” (۴)
آری او به واقع هنرپیشه بود . و این را در عرصه زندگی خود بی هیاهو ، ثابت کرد. از پس پیروزی درهمین آزمون بود که او و همسرش ، در تهران ماندگارشدند و در تئاترها ی مختلف بازی کردند و به شهرت رسیدند . فرخ لقا در این زمان دارای دو دخترو یک پسر بود . پرورش سه فرزند، و بازی درتئاترهای تهران  به زبان سهل است ، اما برای او که عاشق کارش بود، مشکلی نبود که آسان نشود . او ازاین آزمون دشوار زندگی نیز سربلند بیرون آمد. دیگر همه تئاترها خواهان این استعداد جوان بودند . آوازه ی بازی نرم و فوق العاده اش ، او را مورد توجه کارگردانان سینمای آن زمان نیز قرار داد . و تا آخر عمر، درنقش های زیادی جلوی دوربین  کارگردان های سرشناس و متفاوتی ظاهر شد . سال ۱۳۴۵ در اولین سریال مردم پسند آن زمان بازی کرد و مورد توجه مردم قرار گرفت .از آن پس بازی در سریال های تلویزیونی ، تا روزهای آخر عمرش ادامه داشت .
شهرت و پرکاری فرخ لقا هوشمند تنها مرحون استعداد او نبود بلکه خوشرویی ، سادگی ، مهربانی ، بی پیرایگی وکم توقعی او نیز راز مقبولیت او به عنوان یک بازیگر بی ادعا در نزد کارگردانان حوزه های تئاتر، سینما و تلویزیون بود. اکنون جا دارد که او را هنرمندی دوست داشتنی و “مردمی” بنامیم . ای  کاش سیر زندگی هنری خود را یاد داشت می کرد و برای آیندگان حرفه ی خود به جا می گذاشت سرگذشت و زندگی هنری هوشمند خود نشانگرآن است که زن ایرانی ، در هر شرایط و در هر میدانی ، با پشتکارو سماجت ، می تواند به آن چه    می خواهد و شایسته ی اوست برسد .
(۱)- نقل به مضمون .شماره دوم گاهنامه انجمن بازیگران خانه تئاتر، نوشته فرامرز بهبود.
(۲)و(۳)و(۴)- روزنامه ی اعتماد ملی ، شماره ۹۷۱ شنبه ۲۷ تیرماه ۱۳۸۸ مصاحبه ی آرش نصیری . فرخ لقا هوشمند ، بانوی بازیگرتئاتر، سینماوتلویزیون که تنها بعضی از رسانه ها ، فقدان او را گزارش دادند ، بامداد روزدوشنبه بیست و دوم تیرماه در بیمارستان پارسیان درگذشت . اکنون که بانوان ما صف درصف در همه اموراجتماعی حضورفعال دارند وحتی در میدان  بازیگری     سینما ی جهان سرمی افرازند و افتخارمی آفرینند، آیا آن گروهاگروه جوانان آرزومند بازیگری که زمین و زمان را درمی نوردند و نیز جوانانی که این روزها به “نسل سومی” معروفند او را       می شناسند و از مسیرحرکت زندگی هنری او آگاهند ؟ آیا از سهم این زن هنرمند بی ادعا و ساده ، در هموارکردن و رفت وروب این جاده ی خاراگین ، برای نسل های بعد، در دوران پیچیده ی گذار از نظام عشیره ای، در دورانی که بازیگری هم طراز مطربی و در زمره ی کارهای ناشایست به شمار بود!خبردارند !؟
اگربه این سخن باورداریم که هر درخت انسانی ، زاده و پرورش یافته ی شرایط و محیط انسانی خود است ، پس نگاهی هرچند گذرا به چگونگی رشد فرخ لقا در اوضاع اجتماعی، هنری و فرهنگی زمانه ی او بیراه به نظر نمی رسد.
زادگاه و بالش فرخ لقا، شهررشت ، مرکزاستان سرسبز گیلان بود، شهری که از دیرباز به سبب ویژگی اقلیمی و رفت وآمد و رونق مناسبات بازرگانی با اروپا، پیش از سایر شهرهای ایران ، با مظاهرتمدن آشنا شد.
سال ۱۲۸۹ هجری شمسی “میرزاحسن خان ناصر” که از تحصیل کرده های اروپا بود پس از بازگشت به ایران ، نخست به سمت کارمندی وسپس به مقام پیشکاری اداره دارایی رسید.دراولین اقدام فرهنگ دوستانه خود ، پیشنهاد جمعی از معاریف رشت را که از وی خواستند تا قدم های موثری در راه توسعه و پیشرفت فرهنگ و هنررشت بردارد، پذیرفت و اولین مجمع فرهنگی و هنری به نام ” امید ترقی” را به وجود آورد. ” دراین دوران بود که جمعیت های فرهنگی وهنری و اجتماعی همچون ” امید ترقی” ، “رجاء آدمیت”، “دسته ی محمدیه ” ، “جمعیت اخوت”،انجمن فرهنگ”، “ترقی ایران”، “انجمن گلشن” ، “انجمن فردوسی “، جمعیت  معارف پژوهان “،”مجمع پیک سعادت جوان “، ” آئینه ی عبرت” ، “کانون ایران ” فعالیت می کردند. (۱)
شکل گیری این انجمن ها و کانون ها ی فرهنگی، در آن زمان ، نشان از تب و تاب جامعه ا ی خواهان رشد و پذیرش وگسترش جلوه های مدرنیته و تجدد است ، که بنیان آن درانقلاب مشروطه گذاشته شده بود. بنا براین بیراه نخواهد بود اگرگیلان ،  به ویژه مرگزآن شهررشت را پس ازمشروطه خواهی ، تاکودتای سال هزارو سیصدوسی ودو، بعد ازپایتخت ، دومین شهرفرهنگی ایران بدانیم .
فرخ لقاهوشمند، در چنین فضای فرهنگی و در خانواده ای روشنفکرنشو و نما کرد، اما در تلاطم گذار از نظام عشیره ای، در پذیرش جلوه های مدرن، ازسوی لایه های مختلف اجتماع ، مقاومت های جدی صورت می گرفت ؛ حتی در میان روشنفکران و پیشقراولان تجدد خواه آن زمان ، این مقاومت به چشم می خورد! فرخ لقا می گوید :”پدرم روشنفکربود.در روسیه درس خوانده بود. نویسنده و مترجم بود. یا در سفربود یا در زندان ،!در تئاترهم بازی می کرد.زمانی که خانم ها اجازه ی بازی در تئاترنداشتند، پدرم در لباس زن، بازی می کرد . اما با این همه ، با بازی کردن من در تئاتر مخالف بود “!(۲)
این دوگانگی در پیکره ی جوامع شهر نشین آن زمان به وفور دیده می شد . به دلیل این تضاد اجتماعی وملاحظات خانوادگی بود که به فرخ لقا اجازه بازی در تئاتر داده نمی شد . اما او که عاشق بازیگری بود سرانجام راه رسیدن به معشوق را یافت و با ازدواج با “رضاهوشمند” بازیگر، فکاهی نویس ، پیش پرده خوان، چهره پردازرشتی ، به صحنه راه یافت و در شهر خود بانوی بازیگر مشهوری شد. اوخود دراین باره می گوید :
وقتی با هوشمند ازدواج کردم، دیگر اجازه پیداکردم در تئاتر بازی کنم . ازدواج ما هم به خاطر عشق من به تئاتر بود و قبل ازآن عشق و عاشقی هم نداشتیم .هوشمند مال ومنالی هم نداشت . بنابراین ما زندگی سختی را باهم شروع کرده و ادامه دادیم (۳)
فرخ لقا به آرزویش رسید و در شهر خود بازیگر مشهوری شد؛ تا جایی که برای گروه های تهرانی که برای اجرا یا دیدن برنامه های گروه او به رشت می رفتند ، نام آشنایی شد . آغاز زندگی هنری فرخ لقا مصادف بود با اوج گیری حرکت های ترقی خواهانه ی دهه ی بیست که با کودتای سیاه سال ۳۲ متوقف شد و همراه آن سفینه ی اوج گیرنده ی فرهنگی و هنری رشت وادار به فروکش گردید. تئاتر رشت نیز درکنار دیگرفعالیت های فرهنگی و هنری نتوانست به حرکت رشد یابنده ی خود ادامه دهد و به شدت افت کرد. دیگرفضای بسته ی پس از کودتا ، جوابگوی روح بزرگ فرخ لقا و رضا هوشمند نبود. چنین اوضاع و احوالی این زن و شوهر هنرمند را به صرافت مهاجرت به پایتخت و پی گیری کارخود در فضایی بازتر- تهران – انداخت . اما آمدن به تهران ، برای یک بازیگر شهرستانی ، و پیداکردن سری در میان آن همه سرشناسان بازیگری ، کار آسانی نبود . اما فرخ لقا خود را کمتراز بازیگران تهرانی نمی دید و در وجود خود آن استعداد و توان را سراغ داشت تا بتواند با آن ها همسری کند.تنها کافی بود پایش به تهران برسد.گاه یک اتفاق ، مسیر زندگی انسان را تغییرمی دهد و چنین اتفاقی برای فرخ لقا افتاد. مرحوم عطاالله زاهد بازیگر مقبول تئاتر های تهران ، که دوست خانوادگی آن ها بود و گه گاهی برای اجرای برنامه به رشت می رفت ،وقتی تمایل این زن و شوهر را برای آمدن به تهران و بازی در تئاترهای آن دید،زن و شوهر را به تهران دعوت کرد و به گروه استاد “اسماعیل مهرتاش”که در آن زمان کارگردان وآهنگسازی به نام بود معرفی کرد.فرخ لقا اولین برخوردش را با مهرتاش و تست بازیگری دادن به او چنین تعریف می کند :”مهرتاش ، یک خط از برنامه ی خودش را به من داد و گفت : ” این را به چند شکل اجرا کن ” اول به شکل تراژدی شروع کردم (بازی       می کند ) “خدایا پناه می برم به تو، من در این شهر غریبم .خدایا برنامه ای باشد که من بتوانم انجام دهم و در این جا ماندگارشوم .” بعد یک زن شیطان را بازی کردم و به شوهرم گفتم (بازی می کند) ” تو چکارمی کنی؟ ها؟ کی به تو گفته بری اونجا ها؟” و همین طور سه ، چهارنقش را بازی کردم و در واقع تست دادم . آقای مهرتاش خیلی خوشش آمد گفت :” معلوم است که هنرپیشه است ” (۴)
آری او به واقع هنرپیشه بود . و این را در عرصه زندگی خود بی هیاهو ، ثابت کرد. از پس پیروزی درهمین آزمون بود که او و همسرش ، در تهران ماندگارشدند و در تئاترها ی مختلف بازی کردند و به شهرت رسیدند . فرخ لقا در این زمان دارای دو دخترو یک پسر بود . پرورش سه فرزند، و بازی درتئاترهای تهران  به زبان سهل است ، اما برای او که عاشق کارش بود، مشکلی نبود که آسان نشود . او ازاین آزمون دشوار زندگی نیز سربلند بیرون آمد. دیگر همه تئاترها خواهان این استعداد جوان بودند . آوازه ی بازی نرم و فوق العاده اش ، او را مورد توجه کارگردانان سینمای آن زمان نیز قرار داد . و تا آخر عمر، درنقش های زیادی جلوی دوربین  کارگردان های سرشناس و متفاوتی ظاهر شد . سال ۱۳۴۵ در اولین سریال مردم پسند آن زمان بازی کرد و مورد توجه مردم قرار گرفت .از آن پس بازی در سریال های تلویزیونی ، تا روزهای آخر عمرش ادامه داشت .
شهرت و پرکاری فرخ لقا هوشمند تنها مرحون استعداد او نبود بلکه خوشرویی ، سادگی ، مهربانی ، بی پیرایگی وکم توقعی او نیز راز مقبولیت او به عنوان یک بازیگر بی ادعا در نزد کارگردانان حوزه های تئاتر، سینما و تلویزیون بود. اکنون جا دارد که او را هنرمندی دوست داشتنی و “مردمی” بنامیم . ای  کاش سیر زندگی هنری خود را یاد داشت می کرد و برای آیندگان حرفه ی خود به جا می گذاشت سرگذشت و زندگی هنری هوشمند خود نشانگرآن است که زن ایرانی ، در هر شرایط و در هر میدانی ، با پشتکارو سماجت ، می تواند به آن چه    می خواهد و شایسته ی اوست برسد .
(۱)- نقل به مضمون .شماره دوم گاهنامه انجمن بازیگران خانه تئاتر، نوشته فرامرز بهبود.
(۲)و(۳)و(۴)- روزنامه ی اعتماد ملی ، شماره ۹۷۱ شنبه ۲۷ تیرماه ۱۳۸۸ مصاحبه ی آرش نصیری .

 

دسته بندی:

یادداشت

برچسب ها:

اشتراک گذاری:

دسته بندی مقالات

یادداشت

   دیدگاه مشتریان

دیدگاهشما لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

   منتخب سردبیر

جدید ترین مطالب
ویدئو
پادکست
برندسازی
هوش تجاری
هیچ تصویری یافت نشد.
تئاتر
“هایی تی” به کارگردانی مصطفی اسکویی 1358

در این صحنه با مرحوم سودابه اسکویی در نقش پولینا ، و ناصر حسینی…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تئاتر
“یادگار زریران” به کارگردانی قطب الدین صادقی 1387

  نویسنده: قطب الدین صادقی کارگردان : قطب الدین صادقی تاریخ اجرا : تیر…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

عقرب
سینما
عقرب

کارگردان :بهروز افخمی درنقش :قاچاقچی  نویسنده: ناصر شاملو سال تولید ۱۳۷۵   جمشید هاشم‌پور آتیلا…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
خانه
حکایت هنرمندان فراموش شده

حکایت هنرمندان فراموش شده دوشنبه, 02 آبان 1390  گفت وگو   چاپ شده در…

مدیر سایت

زمان مطالعه 7 دقیقه

بی همگان
تلویزیون
بی همگان

 بی همگان کارگردان : اصغرهاشمی و بهرنگ توفیقی   بازیگران[ویرایش]     بازیگر نقش…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
سینما
آبی روشن

آبی روشن کارگردان: بابک خواجه پاشا نویسنده: امیر ابیلی داوود گنجوی بازیگران: مهران احمدی…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تلویزیون
رحیل

رحیل کارگردان : مسعود آب پرور نویسنده : فرهاد نقد علی   بازیگران و…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تلویزیون
بازپرس

بازپرس  کارگردان: محمود معظمی   بازپرس سریالی با ژانر حقوقی-قضایی به کارگردانی احمد معظمی، تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی و نویسندگی حسین تراب‌نژاد می‌باشد[۱][۲][۳][۴][۵][۶] که…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

کاظم هژیرآزاد

اخبار، نقد و بررسی فیلم‌ها، سریال‌ها و جدیدترین اکران‌ها

تکنولوژی

  • نرم افزار
  • هوش مصنوعی
  • امنیت
  • شبکه
  • لبتاب
  • لوازم خانگی هوشمند

ویدیو

  • بررسی و جعبه گشایی
  • اخبار جدید
  • تکنولوژی
  • اکو سیستم

دوره های آموزشی

  • امنیت
  • آموزش افیس
  • وب و اینترنت
  • برنامه نویسی
  • شبکه و امنیت

شبکه های اجتماعی

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به کاظم هژیرآزاد میباشد