خانه

کسب و کار

آموزش

ویدئو

نقد و بررسی

مگامگ من

سبد خرید

  • یادداشت
  • نقد
  • تلویزیون
  • تئاتر
  • سینما

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

ورود | ثبت نام

کاظم هژیرآزاد
  • یادداشت
  • نقد
  • تلویزیون
  • تئاتر
  • سینما
خانه > شب هشتم نمایش ” بیرون پشت در”93/7/28

  

شب هشتم نمایش ” بیرون پشت در”93/7/28

۲۷ شهریور ۱۳۹۴

0

8بازدید

مدیر سایت

شب هشتم نمایش ” بیرون پشت در”93/7/28
شب هشتم نمایش ” بیرون پشت در”93/7/28

توسط

مدیر سایت

0 دیدگاه

۲۷ شهریور ۱۳۹۴


شب هشتم اجرای نمایش ” بیرون پشت در”
امشب دو مهمان عزیزو هنر مند گرانقدر، یک مادر و دختر بازیگر داشتیم که به گروه افتخار دادند و به دیدن نمایش کوچک ما آمدند. ” ناهید مسلمی ” و دخترش ” شیدا “. امشب شیدا چه قدر خوشگل شده بود. این را به مادرش و خودش گفتم. مریم نمایش امشب را تقدیم خاک پای این دو عزیز مهربان کرد.
امشب اجرای گرمی داشتیم و من هم به هیجان اومدم. چه خوب که نمی دونستم ناهید و شیدا تو سالن هستند اگه می دونستم، حتما بد بازی می کردم و از بازی ام راضی بیرون نمی آمدم. 
امروز خودم را زود تر از شب پیش رساندم که جبران شب پیش را بکنم. در را باز کردم دیدم توی سالن یک ورک شاب برقرار است و ساعت چهار و ربع آن جا را تخلیه می کنند. آه از نهادم برخاست. تیرم به سنگ خورد . زنگ زدم به کارگردان گفت ما در طبقه ی سوم آموزشگاه ، در یکی از اتاق ها بچه ها دارن گریم می شن شما هم بیا که عقب نمونیم . رفتم دیدم بله در یک اتاق خیلی کوچولو، آیدا داره بچه ها رو گریم می کنه. سه ربع زمان بسیار کمی است برای ما که هم دکور داریم . کف پوش داریم . گریم داریم. تعویض لباس داریم. ظاهرا مریم زور خودشو زده بود که مدیر را راضی کنه که ساعت ورک شاپ را کمی به جلو بکشند اما موفق نشده بود و سر انجام، راه حل را این طور دیده بود که تا چند روز که ورک شاپ تمام میشه، نیمی از گریم ها را در یکی از اتاق های آموزشگاه انجام بدهد. تجربه جالبی است. نمایش ما ضد جنگه، اما شرایطمان کاملا جنگی است.عین خوش نشین ها و خانه به دوش ها شدیم. علیرضا باید کف پوش را سه طبقه ببره پایین . چون پایین دیگر برای کف پوش جا نیست.
آیدا فوری وسایلشو جمع کرد رفت پایین و شروع کرد به گریم. دیدم سیاوش و مریم سخت مشغولند و رضوانی هم دست به کار است. مریم داشت کف سالن را جارو می کرد خجالت کشیدم. رفتم از دست بگیرم و من جارو کنم نگذاشت. نمی دانم چرا دست به هر کمکی می خوام بزنم میگن نه آقا شما نه بفرمایید بچه ها انجام میدن. از این جا می فهمم که دارم پیر میشم. معمولا به پیرمردا می گن بفرمایید تازه تو مترو و اتوبوس هم دیگه خیلی از جوونا جاشو نو میدن که من بشینم . من امتناع میکنم اما جوونا اصرار می کنند بالاخره میشینم.
تراکت ها امروز( شب هشتم) آماده شده بود. گرچه دیر، اما بالاخره هشت تا اجرا دیگه داریم. موقع بیرون اومدن و خدا حافظی، مریم یک بسته ی سیصد تایی بهم داد که ببرم جا هایی دوست دارم پخش کنم. گفتم بده می دونم چکار می کنم. وایستادم وسط پیاده رو و درست رو بروی مردم . یعنی مخالف اونا که رو به پایین حرکت می کردن شروع کردم به پخش کردن بین مردم. تراکت را می گرفتم جلوی مردم در حرکت. بچه ها تعجب کردن. آیدا را دیدم وایستاده بود و می خندید. سیاوش گفت می خوای همه اینا رو پخش کنی؟ من منتظرم برسونمت . گفتم چند دقیقه صبر کن الان تموم میشه. مریم می گفت من خجالت می کشم. شما را میشناسن. شما نمی خواد این کارو بکنید. گفتم مگه چیکار دارم می کنم ؟ مگه کار بد می کنم؟ دارم تبلیغ فرهنگی می کنم. اتفاقا بشناسند، برای کارمون بهتره. علیرضا شانه به شانه ام بود . شانه ام را به معنی سپاس و بی تکلفی من بوسید و گفت بعضی ها به شما نگاه می کنن. میشناسنتون ولی باور نمی کنند بر می گردند. دوباره نگاهتون می کنن ببینن که خودتان هستید. خنده ام گرفت. بیشتر از چند دقیقه طول نکشید که سیصد تا تراکتم تموم شد.
تازه متوجه شدم عجب جمعیتی از چهار راه ولی عصر عبور می کنه باورم نمی شد. بعضی محل نمی گذاشتند و تراکت را نمی گرفتند وبی اعتنا رد می شدند و می رفتند. بعضی انگار که من میخوام مزاحمتی برایشان فراهم کنم ، بدنشونو کنار می کشیدند. بعضی لبخند می زدند و می گرفتند . بعضی هم اخم می کردند و می گرفتند. بعضی از پشت سر می آمدند و می گفتند آقا یکی هم به من بدید. به نظرم این ها کنجکاو بودند که من با این سن و سال و مو های سفید، چی دارم پخش می کنم. به بعضی ها می گفتم . تبلیغ فرهنگی است. به بعضی ها می گفتم برای خوشگلاست. به بعضی ها می گفتم برای خوش تیپاست. ولی لبخند از لبم کنار نمی رفت. همه را گرفتند و بچه می گفتم ندیدم حتی یکی شو زمین بندازن.

دسته بندی:

یادداشت

برچسب ها:

اشتراک گذاری:

دسته بندی مقالات

یادداشت

   دیدگاه مشتریان

دیدگاهشما لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

   منتخب سردبیر

جدید ترین مطالب
ویدئو
پادکست
برندسازی
هوش تجاری
هیچ تصویری یافت نشد.
تئاتر
“هایی تی” به کارگردانی مصطفی اسکویی 1358

در این صحنه با مرحوم سودابه اسکویی در نقش پولینا ، و ناصر حسینی…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تئاتر
“یادگار زریران” به کارگردانی قطب الدین صادقی 1387

  نویسنده: قطب الدین صادقی کارگردان : قطب الدین صادقی تاریخ اجرا : تیر…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

عقرب
سینما
عقرب

کارگردان :بهروز افخمی درنقش :قاچاقچی  نویسنده: ناصر شاملو سال تولید ۱۳۷۵   جمشید هاشم‌پور آتیلا…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
خانه
حکایت هنرمندان فراموش شده

حکایت هنرمندان فراموش شده دوشنبه, 02 آبان 1390  گفت وگو   چاپ شده در…

مدیر سایت

زمان مطالعه 7 دقیقه

بی همگان
تلویزیون
بی همگان

 بی همگان کارگردان : اصغرهاشمی و بهرنگ توفیقی   بازیگران[ویرایش]     بازیگر نقش…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
سینما
آبی روشن

آبی روشن کارگردان: بابک خواجه پاشا نویسنده: امیر ابیلی داوود گنجوی بازیگران: مهران احمدی…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تلویزیون
رحیل

رحیل کارگردان : مسعود آب پرور نویسنده : فرهاد نقد علی   بازیگران و…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تلویزیون
بازپرس

بازپرس  کارگردان: محمود معظمی   بازپرس سریالی با ژانر حقوقی-قضایی به کارگردانی احمد معظمی، تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی و نویسندگی حسین تراب‌نژاد می‌باشد[۱][۲][۳][۴][۵][۶] که…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

کاظم هژیرآزاد

اخبار، نقد و بررسی فیلم‌ها، سریال‌ها و جدیدترین اکران‌ها

تکنولوژی

  • نرم افزار
  • هوش مصنوعی
  • امنیت
  • شبکه
  • لبتاب
  • لوازم خانگی هوشمند

ویدیو

  • بررسی و جعبه گشایی
  • اخبار جدید
  • تکنولوژی
  • اکو سیستم

دوره های آموزشی

  • امنیت
  • آموزش افیس
  • وب و اینترنت
  • برنامه نویسی
  • شبکه و امنیت

شبکه های اجتماعی

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به کاظم هژیرآزاد میباشد