خانه

کسب و کار

آموزش

ویدئو

نقد و بررسی

مگامگ من

سبد خرید

  • یادداشت
  • نقد
  • تلویزیون
  • تئاتر
  • سینما

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

ورود | ثبت نام

کاظم هژیرآزاد
  • یادداشت
  • نقد
  • تلویزیون
  • تئاتر
  • سینما
خانه > سفر گروهی

  

سفر گروهی

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

0

2بازدید

مدیر سایت

سفر گروهی
سفر گروهی

توسط

مدیر سایت

0 دیدگاه

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

سفر گروهی 

سلام به عمو طاهر

 سال ها بود که با گروه دوستان  سفر نکرده بودم و همه رسم و رسوم آن را فراموش کرده بودم.  به جز ناصر و خواهرانش ، و سیامک ابراهیمی و کمی هم عمو طاهر، کسی را نمی شناختم.وقتی ناصر پیشنهاد کرد من هم می توانم همراه آن ها بروم ،  تردید داشتم .می دانستم ناصر با گروه کوه نوردی  و گشت همراهی می کند ؛ چند بار برایم از سفر هایش تعریف کرده بود اما باور این که من هم همراه گروه آن ها که اکثرشان را نمی شناختم همراه شوم ، برایم آسان نبود. همراه یک گروه با تجربه سفر کردن ، به نظرم مشکل می آمد. اما  شب قرار،ساعت ده ،  روی گشاده و خندان عمو طاهر ، و سیامک و کاوه و بقیه ، یخ هایم را ذوب کرد .  خود را در جمعی آشنا یافتم.با این همه با خود گفتم این هم یک  سفر آزمایشی است . تا چه پیش آید.

خیلی زود دریافتم که این گروه سفرهای زیادی کرده اند و باهم خیلی اخت هستند .چه عالی ، در این دنیای عبوس ، یک اتوبوس و دو مینی بوس پر از  دوست . ترس برم داشت . این همه آدم ریز و درشت را اسکان دادن و سیر کردن و راه بری کردن ، به طوری که راضی باشند و به آن ها خوش  بگذرد ، کار کوچکی نیست.

کم کم متوجه شدم  ” عمو طاهر ” این گروه را کشتی بانی می کند. اوست که برنامه سفر را پی ریزی کرده و سکان را در دست دارد. اما او تنها نیست . چند جوان قبراغ او را  پشتیبانی می کنند.” بابک ” ” سیامک ” ” آرش ” همچو ن سه سردار، عمو طاهر را لجستیکی می کنند و الحق کارشان را بلدند.

پیش بینی عمو طاهر درست بود.گفته بود ساعت نه و نیم می رسیم . و دقیقا سر ساعت نه و نیم به محل اسکانمان  در سواحل هشپر رسیدیم و از ماشین ها پیاده شدیم .دو خانه روستایی بزرگ .دریک حیاط محصور در دارو درخت.اتاق های مفروش ، دیوارهای مزین به تابلو ها ، و گل دوزی ها، با رنگ های تند و چشم گیر، مطابق با ذوق و سلیقه ناب روستایی ها .

صاحبخانه ، ” آقا کمال ” جوانی خوش رو و مهربان ، به استقبالمان آمد . چه زود با او صمیمی شدم.انگار سالها او را می شناسم .

با فرمان عمو طاهر، بلافاصله بساط صبحانه توسط گروهی که معین کرده بود چیده شد. پس از صرف صبحانه ، تیم لجستیکی بابک ، سیامک ، آرش ، به سوی تهیه آذوقه ، و گروهی را برای درست کردن ناهار، شستن ظروف معین شدند . بعد از ظهر، پس از صرف ناهار و کمی استراحت ، نزدیک های غروب ، آنگاه که دیگر آفتاب آزارش را کاسته بود‌، به سوی دریا حرکت کردیم . استفاده از ساحلی خلوت و بدون مزاحم از مزایای بی برو برگرد این سفر بود. برنامه روز دوم  رفتن به ارتفاعات ییلاقی هشپر توالش بود.

اتوبوس در پیچاپیچ جاده ای باریک و روستایی زوزه کشان بالا و بالا رفت و ما را به جای مسطحی که نزدیک ییلاق آقا کمال بود پیاده کرد. کوه های سر به فلک کشیده و سرسبز ، باد خنک و بدون شرجی  ، روح را جلا می داد. عصر، مانند روز پیش  به سوی دریا حرکت کردیم . دریا آرام تر و زیبا تراز روزپیش بود . تا پائین رفتن خورشید ، درون آب بودیم . لذت دیدار غروب نارنجی و آن سروصدای شاد  جوانان ،  فراموش نشدنی بود.

شب ، نام من هم در گروه شام قرارگرفت و با کمک دوستان هم گروه ، در تهیه ، پذیرایی ، جمع کردن ، شستن ظروف همکاری کردم . از این که می دیدم مهمان تلقی نشدم و می توانستم همچون نفرات دیگر گروه ، در  همکاری های لازم شرکت کنم ، احساس خوبی داشتم. و کمی هم برای این بود که به بابک و سیامک و آرش که بیشترین زحمات را برای همه متقبل شده بودند نشان دهم که قدر تلاششان را می دانم  و من هم لیاقت همراهی با آن ها را دارم .  

در این سه روز چیزی که جلب توجهم را کرد این بود که در همه ی تلاش های شکمی ،مخصوصا پخت و پز  بیشترین زحمات بردوش چند خانم مشخص بود. و در راس همه سیما خانم ، همسر عمو طاهر.اسامی بقیه را نمی دانم .سپاسگزار همگی آن ها هستم. شاید به خاطر تخصص شان بود و یا سازماندهی شان ،اگرچه آن ها خود پذیرفته و با رغبت کار می کردند ، اما دلم می خواست غذا ساده تر بود تا آن ها نیز مانند بقیه از استراحت بیشتری برخوردار می شدند.

در ضمن نمی توانم از جوان دیگری به نام ” وحید ”  نام نبرم که از هرگونه همکاری داوطلبانه با همه ی گروه ها خود داری نمی کرد.

هنگامی که گروهی مشغول شستن ظروف سنگین شام شب بودند ، برنامه گشت شبانه در مهتاب ، کنار ساحل مطرح شد .  برنامه خوبی بود. اما غیر مترقبه بود. من و چند نفر دیگر که مشغول شستن ظروف بودیم ، دلمان می خواست همراه گروه ، درآن شب مهتابی به کنار ساحل برویم اما به خاطر آن همه ظرف نمی توانستیم . خود عمو طاهر هم به کمک شویندگان آمده بود.چون می دید که آن دیگ ها سر سازش با ما را ندارند.شاید هم دلش برای ما سوخت .  با خود  گفتم  ای کاش غذا ساده تر بود.

صبح هنگام بازگشت،در داخل اتوبوس متوجه شدیم که در همان چند ساعت رفتن لب دریا ، بین طراحان این گردش  و چند تن ، کدورتی پیش آمده است. از محتوای گفتار گویندگان چنین بر می آمد که انتقاد از نحوه ی گفتار سازمان دهندگان این گردش شبانه ، با آن چند نفر بوده است. عمو طاهر و فرامرز کیانبخب موضوع را فیصله دادند. عمو طاهر تاکید کرد که در جلسه ی پیشنهاد و انتقاد به این موضوع رسیدگی خواهد شد و از جمع خواست که نظر خود را به صورت شفاهی و یا کتبی درآن جلسه بیان کنند.و من یک بار دیگر به یاد دیگ های سمجی افتادم که حتی زیر دست عمو طاهر خیال تمیز شدن نداشت .و با خود گفتم : اگر عمو طاهر در این گردش شبانه حضور داشت ، این حرف و سخن پیش می آمد؟

هنگام بازگشت ناهار را بعد از رشت ،  کنار سد ” تاریک ” ، خوردیم  منظره زیبایی بود. خوردن سر سیما خانم به درخت همان کناره رود ، باعث ناراحتی جمع شد اما چند نفری که مراقبش بودند خبر دادند که  خوشبختانه خطر آن چنان جدی نیست . بعد از ناهار عمو طاهر اعلام کرد که دنگ هر نفر بیست و سه هزار تومان می شود. باورکردنی نبود . سه روز ، خوب خوردن و گشتن با این مبلغ اندک حیرت آور بود.این اگر از معجزات  کار گروهی و جمعی نیست پس چیست ؟عمو طاهر این سفر را در مجموع موفق ارزیابی کرد و افزود تا نظر دوستان چه باشد.و من به این وسیله اعلام می کنم که سفر به این زیبایی و پر باری به عمرم نداشتم.از همه گروه متشکرم.و امیدوارم باز هم تکرار شود.

 

 

 

 

 

دسته بندی:

یادداشت

برچسب ها:

اشتراک گذاری:

دسته بندی مقالات

یادداشت

   دیدگاه مشتریان

دیدگاهشما لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

   منتخب سردبیر

جدید ترین مطالب
ویدئو
پادکست
برندسازی
هوش تجاری
هیچ تصویری یافت نشد.
تئاتر
“هایی تی” به کارگردانی مصطفی اسکویی 1358

در این صحنه با مرحوم سودابه اسکویی در نقش پولینا ، و ناصر حسینی…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تئاتر
“یادگار زریران” به کارگردانی قطب الدین صادقی 1387

  نویسنده: قطب الدین صادقی کارگردان : قطب الدین صادقی تاریخ اجرا : تیر…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

عقرب
سینما
عقرب

کارگردان :بهروز افخمی درنقش :قاچاقچی  نویسنده: ناصر شاملو سال تولید ۱۳۷۵   جمشید هاشم‌پور آتیلا…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
خانه
حکایت هنرمندان فراموش شده

حکایت هنرمندان فراموش شده دوشنبه, 02 آبان 1390  گفت وگو   چاپ شده در…

مدیر سایت

زمان مطالعه 7 دقیقه

بی همگان
تلویزیون
بی همگان

 بی همگان کارگردان : اصغرهاشمی و بهرنگ توفیقی   بازیگران[ویرایش]     بازیگر نقش…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
سینما
آبی روشن

آبی روشن کارگردان: بابک خواجه پاشا نویسنده: امیر ابیلی داوود گنجوی بازیگران: مهران احمدی…

مدیر سایت

زمان مطالعه یک دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تلویزیون
رحیل

رحیل کارگردان : مسعود آب پرور نویسنده : فرهاد نقد علی   بازیگران و…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

هیچ تصویری یافت نشد.
تلویزیون
بازپرس

بازپرس  کارگردان: محمود معظمی   بازپرس سریالی با ژانر حقوقی-قضایی به کارگردانی احمد معظمی، تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی و نویسندگی حسین تراب‌نژاد می‌باشد[۱][۲][۳][۴][۵][۶] که…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

کاظم هژیرآزاد

اخبار، نقد و بررسی فیلم‌ها، سریال‌ها و جدیدترین اکران‌ها

تکنولوژی

  • نرم افزار
  • هوش مصنوعی
  • امنیت
  • شبکه
  • لبتاب
  • لوازم خانگی هوشمند

ویدیو

  • بررسی و جعبه گشایی
  • اخبار جدید
  • تکنولوژی
  • اکو سیستم

دوره های آموزشی

  • امنیت
  • آموزش افیس
  • وب و اینترنت
  • برنامه نویسی
  • شبکه و امنیت

شبکه های اجتماعی

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به کاظم هژیرآزاد میباشد