خانه

کسب و کار

آموزش

ویدئو

نقد و بررسی

مگامگ من

سبد خرید

  • یادداشت
  • نقد
  • تلویزیون
  • تئاتر
  • سینما

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

ورود | ثبت نام

کاظم هژیرآزاد
  • یادداشت
  • نقد
  • تلویزیون
  • تئاتر
  • سینما
خانه > ما کجا و جهان تئاتر کجا؟

  

ما کجا و جهان تئاتر کجا؟

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

0

2بازدید

مدیر سایت

هیچ تصویری یافت نشد.
ما کجا و جهان تئاتر کجا؟

توسط

مدیر سایت

0 دیدگاه

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

  • تلویزیون
  • سینما
  • تئاتر
  • بیوگرافی
  • صفحه نخست
  • ما کجا و جهان تئاتر کجا؟

    یکشنبه, 01 آبان 1390 ساعت 22:36 | آخرین بروز رسانی در | مشاهده در قالب PDF | چاپ | فرستادن به ایمیل

     

     

    چاپ شده در روزنامه ابرار چهارشنبه۱۸ آذر۱۳۷۷ شماره ۲۹۲۷

    بازیگر نمایش آیا می شناسید کهکشان راه شیری را؟

    سالن شماره ۲ آذر و دی ۷۷

    ما کجا و جهان تئاتر کجا؟!

    نمایش «آیا می شناسید کهکشان راه شیری را؟ چندی است که در سالن شماره دو تئاتر شهر به روی صحنه رفته است در این نمایش «حسن مهمانی» و «کاظم هژیر آزاد» بازی می کنند «هژیرآزاد» در این نمایش چند نقش را به عهده دارد. او در سال ۴۸ به بازیگری روی آورد ودر هنرکده آناهیتا در این رشته تحصیل کرد. نمایش های رستم و سهراب، هائیتی، ابن سینا یادآوران سوسنگرد، لانه جاسوسی، یرما، ریشه ها عمیقند، هملت، پیروزی در شیکاگو، یادگار سالن های شن، و مرغ دریایی حاصل تجربیات او در بازیگری تئاتری است. به انگیزه حضور او در روی صحنه پس از سه سال با او گفت و گویی  کرده ایم که      می خوانید.

    گروه آئینه هنر

    چطور شد بعد از مدتها شما را روی صحنه دیدیم؟

    هر اتفاق تئاتری بین یک تا دو سال اتفاق می افتد. (این رسم است) و بچه های اداره تئاتر هم مدتها است که روی صحنه نمی روند و به هر حال ما هستیم که جور آن ها را می کشیم. بعد از بازی در نمایش «مرغ دریایی» که سه سال پیش اجرا شد این بار همراه با گروه خودمان «ره آورد» این تئاتر را روی صحنه آوردیم. اما سعی می کنیم با این گروه فعالیت بیشتری بکنیم، الان یک نمایش تصویری یک ساعته داریم که برای سالن شماره دو و یا چهارسو تصویب شده و می خواهیم روی آن کار کنیم.

    البته یک نمایشنامه نوشته خودم است البته بر اساس قصه ای که از «هاینریش بل» آلمانی.

    آیا خودتان می خواهید این نمایش را کارگردانی کنید؟

    – محبث کارگردانی بسیار مفصل است. من خودم را نمی توانم کارگردان بنامم. ولی به هر حال من این نمایش را ارائه می دهم و اما اگر کسی نباشد خودم کارگردانی آن را به عهده می گیرم و سعی می کنم از دیگران هم کمک بگیرم و به عنوان یک کار گروهی ارائه دهم.

    من وحشت دارم از این که به من کارگردان بگویند ولی چاره ای نیست بالاخره باید کار کرد در گروهی که ما تشکیل دادیم افرادی هستند که لیسانس تئاتر دارند و آن ها مستحق تر هستند که اسم  کارگردان روی آن ها گذاشته شود اما کلا با لیسانس و فوق لیسانس هم نمی شود اسم کارگردان روی کسی گذاشت ؛ این است که باید با احتیاط روی این عنوان کار کرد.

    در این نمایش شما را در چند نقش دیدیم. آیا این نقش ها قبل از این که به این صورت دربیایند مجزا بوده و در شروع کار تصمیم گرفتید به شکل بازی در بازی در آورید؟

     نمایشنامه این مسئله را در ابتدا توضیح می دهد که یک دیوانه خانه است و دیوانه ای که به دکتری پیشنهاد می کند که من یک نمایشنامه نوشتم و تو این را باز کن  و نحوه بازی به شکل روایتی رئالیستی است یعنی آن اجازه را به بازیگر می دهد که در قالب رئالیستی بازی کند و بعد از قالب رئالیستی خارج شود و روایتی بازی کند و با تماشاگر صحبت کند و خودش را توضیح دهد. اما از آن جا که هر بازیگری شیوه خاصی دارد، ما عمدتا به طرف رئالیستی بازی کردن پیش رفتیم  این نقش می تواند به صورت روایتی باشد، بازیگر از نقش خارج می شود و با تماشاگر صحبت کند در این نمایش جایی نقش اجازه می دهد، بازیگر از روایت بیرون می آید ودر قالب نقش می رود. از  ابتدای نمایش این طور اجرا شد  و نظر کار گردان هم این بود که به  این شکل اجرا شود البته می شود به اشکال مختلف این نمایش را اجرا کرد.

    تجربه این شیوه بازی در بازی به نظرشما چطور بود؟

    این هم یک شیوه کار است. بازیگر نباید خودش راببندد. من اصولا دوست دارم از شکل رئالیسم صحنه ای استفاده کنم ولی این به آن معنی نیست که نتوانم با اشکال و فرم در صحنه ارتباط برقرار کنم و نتوانم با آن کار کنم این نمایش مقداری ترمزهای مرا در بازیگری باز کرد. اگر نمایشهای رئالیستی مرا مجبور می کرد که فقط در آن ژانرها کار کنم، این نمایش باعث شد که راحتتر ترمزهای خودم را باز کنم و نقش های مختلف را ایفا کنم. البته  نقش های اپیزود ها، نقشهای شخصیت و محکم نیست، فقط علامت و نشانه ای از نقش های متفاوت را در خود دارد.بیشتر نزدیک به تیپ اند .

    در آغاز صحبت های خود اشاره کردید که گروه «ره آورد» به تازگی تشکیل شده و چطور شد این گروه شکل پیدا کرد و شما هم در آن حضور پیدا کردید؟

    از سالها پیش (همانطور که در بروشور ذکر شده) دلمان          می خواست گروه تئاتری داشته باشیم، اما این گروه دائما تشکیل می شد و به دلایل مختلف  به هم می خورد و در این اواخر به این نتیجه رسیدیم اگر پنج، شش نفری بخواهیم کاری را انجام دهیم اگر به صورت گروه باشد، بهتر است.

    در گروه است که فرد رشد می کند، در گروه است که فرد، نظرات متفاوت را می شنود، ما دلمان می خواهد این گروه گسترش پیدا کند و در آن مترجم، نویسنده، طراح صحنه و … باشد و به شکل درست وحساب شده به کار خودش ادامه بدهد و نمایش های خوبی روی صحنه ببرد. ما شروع کننده هستیم و اینکه موفق     می شویم یا خیر، مشخص نیست این هسته ۵ نفره می تواند با کارهایی که انجام می دهد گروه را گسترش بدهد و افرادی هم   می توانند جذب گروه شوند. به هر صورت فکر می کنیم کار گروهی منسجم تر، زیباتر، قوی تر، ماندنی تر است تا این که هر فرد به صورت پراکنده ۲یا ۳ سال کاری را ارائه دهد و بعد آن را رها کند. خیلی از گروه ها بودند که به این شکل کار کرده اند، یک اثری را اجرا کردند و بعد از گروه جدا شده اند.

    چقدر در هنگام اجرا از نظرهای دیگران استفاده می کنید؟

    البته هنوز کار ما کامل نشده و این نمایش می تواند بهترو تکمیل تر هم بشود، با عقاید و نظراتی که به ما انتقال داده می شود و ما خودمان را محدود نکردیم که این کار تمام شده، هنوز این نمایش برای آزمایش اولیه است چون ما در به صحنه بردن یک اثر، تازه کار هستیم و البته درست است که من تجربه بازیگری دارم و ممکن است نظراتی  هم راجع به کار بدهم  ولی به هر صورت هر کسی که نمایش را دیده و نظری داده، از نظراتش استفاده کردیم. این اثر نتیجه یک کار دمکراتیک با رهبری کارگردان است او کارگردانی است که امید پیشرفت و ترقی دارد.

    شما وقتی نمایشنامه را خواندید، چه تحلیلی از نقش داشتید؟ با توجه به اینکه نقش  های مختلف را بازی می کردید.

    – ما محتوای اساسی و فکری این کار را چنین تشخیص دادیم که انسان در مناسبات اجتماعی می تواند اختیار دار باشد و در جامعه حل شود و هر چه جامعه از او می خواهد انجام ندهد و به صورت انفرادی می تواند حق خود را از جامعه طلب کنند هر چند جامعه سخت و خشن باشد، یک فرد در جامعه باید حق خود را طلب کند . و این جا هم این اتفاق می افتد نویسنده هم همین پیشنهاد را دارد که برای رسیدن به اهداف عالی انسانی و زندگی باید مبارزه کرد، خواست و طلب کردو این انسان با این که جامعه هستی اش را بر باد داده و گرفته، از پا نمی نشیند حتی او را دیوانه قلمداد کردند و به صورت نیمه دیوانه هم درآمده.

    از بس مناسبات بر او حاکم بوده و به او القا شده و آن مختصر عقلی که در او باقیمانده باعث شد که از یک مفری بگریزد و با مبارزه ای که می کند، به آمال و آرزوهای خودش برسد.

    به نظر شما این نمایشنامه چه حرفی برای گفتن دارد؟

    ان نمایشنامه نشانه ای از امید و آرزوهای بشر است در وجود «جو» که مبارزه می کند، تلاش می کند، نمایشنامه ای می نویسد و افرادی که در تیمارستان او را دیوانه قلمداد کرده اند متقاعد       می کند و حتی باعث می شود که یکی از پزشکان تیمارستان همراه با او به ستاره بخت و اقبال خود برسد. این نمایش         می خواهد این هدف را به تماشاگر ارایه دهد که انسان کاملا محاط در جمع نیست و می تواند اختیار عمل داشته باشد و        می تواند با تلاش، کوشش، ایمان، و حرکت، موفق شود و به آرزوهایش برسد. این نکته ای بود که من از نمایش گرفتم و تحلیلی بود که از نقش خودم و نقش مقابلم داشتم.

    نمایشنامه نویس در ایران شناخته شده نیست، چطور این نمایشنامه به دست شما رسید؟

    این نویسنده نه تنهادر ایران شناخته شده نیست حتی در خارج هم ممکن است زیاد شناخته شده نباشد. رسیدن نمایشنامه به دست ما هم داستانننی جالب دارد این نمایش از زبان ارمنی به فارسی توسط آقای کارلو اسکندری برگردانده شده و او هم در گروه تئاتری ما است. اما اصل این نمایش آلمانی بوده و بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شده، حدود ۲ هزار بار در آلمان اجرا شده و نویسنده آن موفق  شده جایزه ای هم دریافت کند بعد این نمایش به فرانسه ترجمه شده است.

    مترجم و کارگردان چقدر از نمایش شناخت داشتند؟

    همانطور که از اسم مترجم پیداست جز اقلیت های مذهبی است و در انجمن های ادبی و تئاتری ارامنه فعال است. کارگردان هم در حدود۱۷-۱۸ سال است که بازی می کند و کارگردانی  را هم تازه شروع کرده است.

    تا آنجا که من اطلاع دارم شما در این نمایش از بقیه مجرب تر هستید شما در این نمایش چقدر کمک کننده گروه بودید؟ کارگردان چقدر توانست گروه را راهنمایی کند.

    مهم در ابتدا خود مطلب است مثل داستانننی که در خود نمایش است، یک نفر نمایشی را مطرح می کند این نمایش بکر و تازه است، اندیشه نویی را مطرح می کند به طور طبیعی افراد علاقه مند دور این کار جمع می شوند، ما هم پروانه هایی هستیم که دور شمع این پی پس جمع شدیم، چون علاقه مند هستیم دور هر       پیسی که ببینیم خوب است جمع شویم. گروه شمعی است که افراد دور آن جمع می شوند و از نور آن استفاده می کنند. در این گروه افراد ممکن است افراد با تجربه، بی تجربه یا تازه وارد باشند، وقتی گروهی شکل گرفت به آن معنی نیست که افراد با تجربه با افراد بی تجربه تفاوت دارند، همه افراد گروه یکسان هستند. ممکن است نظری از یک تازه وارد بشنویم که بی نهایت مفید باشد تجارب من یا آقای میهمانی که پیرتر از بقیه هستیم ممکن است در حین کار مورد استفاده قرار گرفته باشد چه در میزانسن چه در رهبری نمایش. چیزی که مهم است اندیشه اثر است که باید به تماشاگر القا شود و بقیه هم باید در راه رسیدن به این هدف گروه را هل بدهند. من اصلا فکر نکردم که چقدر توانسته ام در کار موثر باشم، فکر می کنم حسن مهمانی  هم سن من است و همین تجربه را با هم داریم اوهم همین طور، اندیشه و فکر نهایی را دیده و در جهت هدف تمام توانایی خود را گذاشته، حالا چه مقدار پیشرفت داشته، بستگی به تماشاگر و مخاطب دارد که چقدر توانسته روی او اثر بگذارد.

    شما اشاره کردید که ادعای کارگردانی ندارید ولی اگر قرار بود این نمایش را کارگردانی کنید، با چه دیدگاهی کارگردانی می کردید؟ آیا به همین شکل نمایش را کار می کردید و یا تغییراتی در آن می دادید؟

    من در کل با همین شکل موافقم، اما اگر قرار بود این نمایش را کارگردانی بکنم سعی می کردم از در و پنجره لرزان و میزهای دست و پا گیر فاصله بگیرم. آن ها مقداری در کار وقفه می اندازند و جلوی دست و پای بازیگر را می گیرند. اما اگر من کارگردان بودم، از پیش می دانستم که در این شرایط، در سالن شماره ۲ اصلا امکانات ندارد که ما کار رئالیستی انجام دهیم. حتی در سالن اصلی هم این امکان وجود ندارد. به خاطر کمبود بودجه و مسائل عدیده ای که وجود دارد، امکان این که بشود کار منسجم، درست وپر خرج را انجام داد، وجود ندارد و باید از همه چیز چشم پوشی شود.

    حالا که این طور است من ترجیح می دهم دکور اصلا نباشد و صحنه لخت لخت باشد شاید به این صورت نمایش به آن معنی به سوی تئاتر ناب برود، یعنی بازیگر فقط با صدا و اندامش فضا را ایجاد می کند  هیچ چیز هم وجود ندارد، اگر به این شکل کار      می شد شاید کارگردانی و بازیگری بیشتری جلوه می کرد اما در این نمایش می توان گفت تقریبا به نیمی از این هدف رسیده ایم.

    به این صورت هم حالت ایجازگونه دارد و نشان می دهد با وسایل ناچیز هم می توان کار کرد اما همانطور که شما گفتید مقداری هم جلوی بازیگر را می بندد، به خصوص میز و صندلی ها، که همچنین وقت نمایش را می گیرد.

    البته طرحی که طراح صحنه و کارگردان دادند مثل سه تکه کردن میز، فکر جدیدی بود که نمونه جدیدی بود.

    در این نمایش با بازیگر مقابل خود چقدر هماهنگ بودید؟

    آقای «حسن مهمانی» از بازیگران قدیمی است  و حدود ۲۶ سالی است که او را می شناسم. ما با هم رستم و سهراب را باز کردیم و از قدیم همدیگر را می شناختیم مدتی از هم جدا شدیم و او به کارهای تلویزیون و کارهای دیگر پرداخت. من هم همین طور، اما الان دور هم جمع شدیم.  او بازیگری با تجربه است که بازی روان و یکدست و خوبی دارد. در اجرای نمایش بسیار با هم بده بستان داریم و به هم کمک می کنیم. حالا نمی دانم تماشاگر چقدر از نمایش راضی است.

    اگر شما بخواهید از دیدگاه یک منتقد نمایش را ببینید آن را چگونه می بینید؟

    این سوال بسیار سختی است و کار مشکلی است. فقط می توانم بگویم هیچ نمایشی در دنیا کامل نیست. این نمایش محصول دو ماه و نیم (۳ ماه) تبادل نظر و تمرین است.

    به طور طبیعی اگر ما آدم های دیگری بودیم با اندیشه های بالاتر وقوی تر  و عمیق تر، قطعا کار فرق می کرد در این نمایش دو بازیگر  هستیم که سابقه بیست و چند ساله بازیگری داریم. ما هم تمام تلاش  خود را کردیم که اندیشه کارگردان و  نویسنده را به  نحو قابل قبولی ارائه دهیم و تمام توان خود را در این عرصه به کار گرفتیم و پیش از  این  هم نمی توانیم ادعا کنیم که هستیم. در هر صورت تماشاگر باید  قضاوت کند. قطعا ما آدم های بزرگی نیستیم، ما کجا و جهان تئاتر کجا!

      

     

     

    طراحی و اجرا : گروه طراحی کراپ © وب سایت رسمی کاظم هژیرآزاد 1391

    دسته بندی:

    خانه

    برچسب ها:

    اشتراک گذاری:

    دسته بندی مقالات

    خانه

       دیدگاه مشتریان

    دیدگاهشما لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

       منتخب سردبیر

    جدید ترین مطالب
    ویدئو
    پادکست
    برندسازی
    هوش تجاری
    هیچ تصویری یافت نشد.
    تئاتر
    “هایی تی” به کارگردانی مصطفی اسکویی 1358

    در این صحنه با مرحوم سودابه اسکویی در نقش پولینا ، و ناصر حسینی…

    مدیر سایت

    زمان مطالعه یک دقیقه

    هیچ تصویری یافت نشد.
    تئاتر
    “یادگار زریران” به کارگردانی قطب الدین صادقی 1387

      نویسنده: قطب الدین صادقی کارگردان : قطب الدین صادقی تاریخ اجرا : تیر…

    مدیر سایت

    زمان مطالعه یک دقیقه

    عقرب
    سینما
    عقرب

    کارگردان :بهروز افخمی درنقش :قاچاقچی  نویسنده: ناصر شاملو سال تولید ۱۳۷۵   جمشید هاشم‌پور آتیلا…

    مدیر سایت

    زمان مطالعه یک دقیقه

    هیچ تصویری یافت نشد.
    خانه
    حکایت هنرمندان فراموش شده

    حکایت هنرمندان فراموش شده دوشنبه, 02 آبان 1390  گفت وگو   چاپ شده در…

    مدیر سایت

    زمان مطالعه 7 دقیقه

    بی همگان
    تلویزیون
    بی همگان

     بی همگان کارگردان : اصغرهاشمی و بهرنگ توفیقی   بازیگران[ویرایش]     بازیگر نقش…

    مدیر سایت

    زمان مطالعه 2 دقیقه

    هیچ تصویری یافت نشد.
    سینما
    آبی روشن

    آبی روشن کارگردان: بابک خواجه پاشا نویسنده: امیر ابیلی داوود گنجوی بازیگران: مهران احمدی…

    مدیر سایت

    زمان مطالعه یک دقیقه

    هیچ تصویری یافت نشد.
    تلویزیون
    رحیل

    رحیل کارگردان : مسعود آب پرور نویسنده : فرهاد نقد علی   بازیگران و…

    مدیر سایت

    زمان مطالعه 2 دقیقه

    هیچ تصویری یافت نشد.
    تلویزیون
    بازپرس

    بازپرس  کارگردان: محمود معظمی   بازپرس سریالی با ژانر حقوقی-قضایی به کارگردانی احمد معظمی، تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی و نویسندگی حسین تراب‌نژاد می‌باشد[۱][۲][۳][۴][۵][۶] که…

    مدیر سایت

    زمان مطالعه 2 دقیقه

    کاظم هژیرآزاد

    اخبار، نقد و بررسی فیلم‌ها، سریال‌ها و جدیدترین اکران‌ها

    تکنولوژی

    • نرم افزار
    • هوش مصنوعی
    • امنیت
    • شبکه
    • لبتاب
    • لوازم خانگی هوشمند

    ویدیو

    • بررسی و جعبه گشایی
    • اخبار جدید
    • تکنولوژی
    • اکو سیستم

    دوره های آموزشی

    • امنیت
    • آموزش افیس
    • وب و اینترنت
    • برنامه نویسی
    • شبکه و امنیت

    شبکه های اجتماعی

    تمامی حقوق این وبسایت متعلق به کاظم هژیرآزاد میباشد